محمد حسينى همدانى نجفى
5
درخشان پرتوى از اصول كافى ( فارسى )
قواى عملى خارجى روح و روان هستند و نيز حواس درونى از تصور و تصديق و تفكر و توهّم و تخيل نيروى عامل و مدركه روان هستند به همين قياس روان و ادراك و تعقل و تفكر او ظهورى نازل و نورى از مشيت مقام ربوبى خواهد بود . و فرق نيست ميان اينكه مشيت صادر از فاعل مختار مبنى بر فعل محرم و يا ترك واجب و يا فعل قبيح و بالاخرة معصيت و گناه باشد و يا جايز و به منظور اداء وظيفه دينى باشد بهر تقدير مشيت فاعل هر چه باشد ظهورى نازل و بسط محض و متعلق بمشيت مقام قدس ربوبى است و بدون رابطه موجود امكانى بمقام ربوبى فرض محال و خلف فرض است نهايت مشيت فعل خير نسبت به كبريائى دارد و نيز مورد رضا خواهد بود ولى در مورد نسبت فعل محرم و قبيح فقط از نظر صدور استناد ربط بمقام كبريائى دارد ولى مورد نهى قرار گرفته است شرح اين گذشته است . از بيان گذشته استفاده شد كه توحيد افعالى ساحت قدس ربوبى آنست كه فعل صادر به مباشرت فاعل بما هو فعله ربط محض بمشيت مقام كبريائى خواهد بود هم چنان كه وجود فاعل و همه شئون وجودى او عاريتى و ربط محض بساحت كبريائى است از جمله فعل صادر به اختيار فاعل از نظر ربط بساحت ربوبى هستند به نيروى غيبى است بطور طولى هم چنان كه وجود او ربط محض است . در نتيجه فعل صادر در نظام خارج فعل واحد است و استناد به دو نيروى دارد بطور طولى . 1 - به نيروى روانى و جوارحى يعنى مدركه و محركه فاعل مختار و نيروى ديگر در طول آن از نظر ربط فعل صادر و همه مبادى فعل فاعل بمقام قدس كبريائى ؟ و استفاده شد كه قول باينكه فعل صادر دو فعل است يكى فعل حق تعالى و ديگرى فعل فاعل صحيح نيست و همچنين قول جبريه كه هيچ تأثيرى براى اراده فاعل نخواهد بود و فقط استناد بمقام كبريائى دارد همچنين قول باينكه فقط فعل مستند بفاعل قادر است بدون اينكه استناد بساحت كبريائى داشته باشد و الحمد للَّه زنة عرشه